فرسوده می شود در عینِ آن­که می بالد

1
شاعر: دیری است تا دیدارتان نکرده ام. اوضاعِ دنیا به چه احوال است؟
نقاش: فرسوده می شود، آقا، در عینِ آن­که می بالد.
ویلیام شکسپیر، تیمونِ آتنی، مجلس یکم
پارادوکس جالب و غریبی در جملة شخصیت نقاش نمایشنامة تیمونِ آتنی اثر شکسپیر رخ نمایی می­‌کند. فرسودگی در حینِ بالندگی، آری جهان فرسودگی و بالندگی را با هم تجربه می کند. جهان در حین دوران جهانی شدن و آرمان‌­هایی چون حقوق بشر و نهادهایی با پسوند بدون مرز، در عین حال فرسوده هم می­‌شود. هر روز در بطنش رویدادی نمود می­‌یابد که ناظران و شاهدان را در بهت و حیرت فرو می برد. این یادداشت در باب بالندگی سخن نمی‌­گوید، بلکه درنگی کوتاه به فرسودگی دارد. به بیانی دریدایی اوضاع دنیا خراب است، فرسوده شده است، اما فرسودگی آن به حساب نمی ­آید. کهولت یا جوانی، دیگر برای هیچ کس اهمیت ندارد. دنیا بیش از یک سن دارد. حساب میزان را از دست داده ایم. دیگر حساب و کتاب فرسودگی را نداریم. دیگر آن را به مثابة سنی واحد در پیش ­رفت تاریخ مورد توجه قرار نمی ­دهیم. نه بلوغ است، نه بحران و نه حتی احتضار. چیزی دیگر است. آن چه که می ­آید، آن جا که بی ­موقع ظاهر می ­شود، بر خود زمانه حادث می ­شود، لیکن بهنگام فرا نمی ­رسد. نابهنگام است. زمانه از کوره در رفته است. همه چیز و بیش از همه خودِ زمانه بی ­قاعده، ناجور و وارفته می ­ماند.
2
جهان را بنگر سراسر
که به رختِ رخوتِ خوابِ خرابِ خود
از خویش بیگانه است.
                                احمد شاملو
مدتهاست که زِاوضاع جهان عِطر خوشایندی نمی آید. بادها نه از جانب بیشه‌­زارهایِ سرسبز و صلح‌­گرا، که از سوی مزارعِ سوخته در آتشِ جنگ­‌هایی که مدت‌هاست بوی روزمرگی به خود گرفته اند، وزیدن می گیرند. خزان است و زمهریر دمی دم فرو نمی بندد. مانده بر دل­ها که جارچی خبر خوشی را در شهر جار بزند. مدت­‌هاست که قناری­‌ها خاموشند و کرکس ها آواز مرگ می سرایند. بسیاری در پهنه بی­کران جهانی که روزگاری در آن با داعیة مرز و تمامیت ارضی جنگ­های بسیاری به راه افتاد، بی هدف آواره اند. کسانی که برچسب مهاجر و پناهجو را به ­دوش می­‌کشند و مرزهای پوشالی را به سخره گرفته­‌اند. آری روزگار غریبی است، روزگاری که صیادان بجای ماهی کودک از آب می­‌گیرند. همهمه ای است نازنین، مِه و وهم لابه لای تاریخِ اکنون ما را فراگرفته است. وضعیتِ اکنون چنان در هم پیچیده است که تفکیک موضوعات برای سخن گفتن پیرامونشان بس دشوار و گاه ناممکن به نظر می­آید. در این پیچیدگی­‌ها به ناگاه ناخوانده ای از راه می آید تا رختِ رخوتِ خوابِ خرابِ جهان را آشفته سازد.
3
آری رویداد تازه­ای در قالب یک ویروس رقم می­‌خورد. ویروسی به‌­ناگاه و نابهنگام، مرزهای زمانی و مکانی را در می‌­نوردد. چون طوفان حیات بسیاری را با شتاب فرو می بلعد. کرونا هم به تاخیر می­‌اندازد، هم به تعلیق درمی­‌آورد و هم دوباره هویدا می‌­سازد. از یک سو نشان می­‌دهد که جهان در پهنة جغرافیایی پهناورش تا چه اندازه می­‌تواند در قامت ویروسی تازه از راه رسیده کوچک گردد. تا چه میزان سرنوشت منی در این سوی جهان گره خورده به سرنوشت آن دیگری در آن سوی جهان است. آنچه آنجا در حال رخ دادن است، ترجمان همان است که این جا رخ می دهد. پس حاشیة امنی برای منِ نوعی وجود ندارد که با چشم فروبستن بر آن حضور آن را نادیده بپندارم. از سوی دیگر کرونا با حضور ناخوانده‌­اش، سایر موضوعات و بحرا‌‌‌‌ن­‌ها را هر چند موقت به تاخیر م‌ی­اندازد و به تعلیق در­م‌ی‌­آورد. با غلبه گفتمانی کرونا، ناکارآمد‌ی‌­ها، ناتدبیر‌ی‌­ها، نامدیریتی‌­ها و کم‌­مشارکتی‌­ها هرچند پررنگ به ­ناگاه رنگ می­‌بازند چون نام کرونا همنشین و همره مرگ و زندگی انسان گشته است. از دیگر سو این ناخوانده مهمان چه ساده و بی شرمانه، گاه و بیگاه مفهوم لرزان انسانیت را به نوسان درمی‌­آورد و بُعدِ هابزی انسان را دیگر بار هویدا می‌­سازد. بار دیگر وقایع تامل برانگیز و تاسف باری پیرامونش رقم می خورد و آدمی را در بهت فرو می­برد، از احتکار اقلام بهداشتی و دارویی ضروری گرفته تا گران فروشیِ آنان، از اخبار هجوم به فروشگاه ها تا گردش­‌های تفریحی در بطن بحرانی که ناقوس مرگ را طنین انداز کرده است.
4
مرگ هر انسانی در هر گوشة جهان و به هر دلیلی به غایت تلخ و درد آور است اما پیش از شیوع کرونا نیز هر روز انسان­‌های بسیاری در جهان به عناوین گوناگون جان خود را از دست می دادند و می دهند بی آنکه مورد توجه قرار بگیرند. شاید کووید-19 سیلی بود نابهنگام بر صورت بالندة جهان. کووید-19 آمد تا بگسلد، به نوسان درآورد و عریان سازد نامووزنیِ سمفونی مسلطی را که قرن‌­هاست آوای بالندگی را در گوش تاریخ می سراید. کووید-19ها هر چند گذرا و ناخوانده، می‌­آیند و می روند تا ناموزونی و نابهنجاری را در بطن و متن به ظاهر موزون و بهنجار جهان هویدا سازند. آری نقاش نمایشنامه تیمونِ آتنی گویا پاسخ به جایی داده است؛ « فرسوده می شود، آقا، در عینِ آن­که می بالد».

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

فهرست